در سایت پرشام مارکت
در كل اينترنت

دسته بندی محصولات فروشگاه

  • ثبت نام فروشنده
  • ثبت نام همكار تبليغاتي
  • رهگيري سفارش

آخرین محصول خریداری شده

باتری سامسونگ AB533640CE

باتری سامسونگ AB533640CE
  • 14,000 تومان

خبر : گذشته‌ای با خطر انفجار و له‌شدگی!

1394/03/09 - 13:13:17
مثل یوزپلنگی که طعمه‌ای را از دور دیده، گردن می‌کشم تا از توی مانیتور وسط قطارشهری، اسم ایستگاه را ببینم. در غلغله آدم‌هایی که احاطه‌ام کرده‌اند، صدای دل‌نشینی که ایستگاه‌ها را اعلام می‌کند، نمی‌شنوم. تا ایستگاه موردنظر می‌توانم چند صفحه کتاب بخوانم یا به موسیقی‌های ناهنجاری گوش بدهم که از توی هندزفریِ مسافران اطرافم پخش می‌شود و آن‌قدر بلند است که آدم به کارکرد هندزفری‌ها شک می‌کند.


کتاب را به زحمت باز می‌کنم. مسافران دوطرفم طوری نگاهم می‌کنند که یعنی «وقت گیر آوردی؟ اینجا هم جای کتاب خوندنه؟» اما من می‌توانم آن‌ها را به روزهای خیلی دور ارجاع بدهم. البته اگر سن و سالشان قد بدهد و یادشان بیاید که در سال‌های خیلی دور، اتوبوس‌ها چقدر شلوغ بودند. در آن روزها ما هیچ تصوری از مترو نداشتیم و اصلا نمی‌دانستیم وسیله‌ای به این نام وجود دارد یا اگر اسمش‌ را اتفاقی می‌شنیدیم، نمی‌دانستیم اسم یک نوع غذای ایتالیایی است یا یک‌ گونه تازه کشف‌شده از سوسکی در جزیره گالاپاگوس!
آن روزها ایده‌آل‌ترین شکل حمل‌ونقل درون‌شهری، تاکسی‌های پیکان زردرنگی بودند که اگر درشان را محکم‌تر می‌بستیم، با خشونت راننده مواجه می‌شدیم. خیلی که می‌خواستیم خودمان را تحویل بگیریم، سوار تاکسی‌های پیکان درب و داغانی می‌شدیم که بدون له‌شدگی و تغییر شکل، ما را به مقصد می‌رساندند.یادم هست ظهر‌های جمعه که می‌خواستیم به خانه مادربزرگم برویم و دور هم قصه ظهر  جمعه را از رادیو گوش کنیم، صبح از خانه بیرون می‌رفتیم. باید دو بار اتوبوس عوض می‌کردیم و یک مسیر کوتاه را تاکسی می‌گرفتیم؛ اما این مسیر آن‌قدر کش‌دار می‌شد و به‌نظر طولانی می‌آمد که گاهی در ذهنم تصور می‌کردم از شهر خارج می‌شویم و راه‌های پرفراز و نشیبی را پشت سر می‌گذاریم و بالاخره کمی قبل از شروع برنامه رادیویی به خانه مادربزرگم می‌رسیم. حالا این مسیر را می‌شود با قطارشهری در کوتاه‌ترین زمان ممکن طی کرد. درست مثل مقایسه مدت زمان سفر در گذشته‌های دور با عصر حاضر!
آدم‌های مترو هم تفاوت زیادی با آدم‌های اتوبوس‌های آن روزها دارند. دیگر کمتر همدیگر را هُل می‌دهند و برای نشستن روی صندلی‌ها سر و دست نمی‌شکنند. حتی آدم‌های اتوبو‌س‌های امروزی هم با همتایان قدیمی‌شان فرق دارند. برای هم کارت می‌زنند، دیگر توی کیفشان نایلون نمی‌گذارند و ... .
قطار شهری با همه خوبی‌هایی که دارد و سرعتی که در رسیدنمان به مقصد ایجاد می‌کند و حتی با وجود روزنامه‌های مختلفی که در قسمتی از آن به چشم می‌خورد، هنوز هم می‌تواند جایی برای آسایش و لحظه‌ای برای فراغت خیال مسافرانش باشد؛ البته اگر خودمان ملاحظات شهروندی را در نظر بگیریم و به حقوق هم احترام بگذاریم.
کتابم را ورق می‌زنم، اما صدایی که ایستگاه‌ها را اعلام می‌کند، به زحمت به گوش می‌رسد و می‌فهمم که باید پیاده شوم. کتاب را می‌بندم و مسافران کناری متوجه می‌شوند که باید راهم را به سمت در مترو باز کنند. یکی‌شان که زنی میان‌سال است با لبخندی آمیخته به کم‌رویی ازمن می‌پرسد: «می‌شه اسم کتاب‌تون رو بپرسم؟»
نعیمه بخشی

1394/03/09 - 13:13:17
برچسب هاي خبر :



شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي


پیشنهادات این بازدید

رم میکرو 8 گیگ

رم میکرو 8 گیگ
  • 8,250 تومان

هندزفری اصلی سونی اریکسون

هندزفری اصلی سونی اریکسون
  • 16,000 تومان

قاب تجاری نوکیا 6120

قاب تجاری نوکیا 6120
  • 6,000 تومان

تیکسل B5

تیکسل B5
  • موجود نيست
  • 475,000 تومان

پشتیبانی

این سایت را حمایت می کنم
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس

فروشگاه اینترنتی پرشام مارکت